خرید بک لینک

من برگ زردی غروب سردی یا شام شومی از آذر سالهای دورِ نگذشته، کنج خاطرم خانه کردهام.

شاهد ایثار گلی سرخ میان مردابی مرده.

خاکم؛ زیرینش تر و رویینش خشک، خشکِ ترک برداشته با گلی سرخ بر کفم. سوخته تا شاید روزی ثمری اما حسرتزدهی برف سنگین سالهای دور گذشته. چون دیداری دور، دیداری دیر از دور.

برچسب: نویسنده: مهراد توکلی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:56

سنگینِ دوشم را کشان کشان میکشانم تا تختِ بیجانم که پدربزرگ میآید قلقلکم بدهد، شوخی کند و خاطره بگوید تا بخندم؛ نصفه نیمهی غذام را هم که میبیند و همه که میروند دردِ دل کند و از مادربزرگ، که در ات

برچسب: نویسنده: مهراد توکلی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:56

خطی که امضای پاش امضای تو بود را به چشم میگذارم، به چشم میکشم انگاری که سرمه و میبویمش چون بوی تو را دارد و میبوسمش چون روی تو را دارد.

برچسب: نویسنده: مهراد توکلی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:56

خیلی هم گذشته اما مرده بودی، منم گریه کردم. خیلی گریه کردم. کلا خواب مردن خیلیها رو میبینم اما این بار رو نمیدونم؛ خواب بود؟

برچسب: نویسنده: مهراد توکلی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:56

دیشب شب حر بود به ماه قمری و فرداش به شمسی صبح بیست و سه، چهار یا باز مگر چه فرقی میکند؟ هرچندسالگی من که هرچه بودهام حر نبودهام. سحر تا شام و سحر امروز و شب اما چقدر گیج و منگ بود. از معلقِ پل صدر

برچسب: نویسنده: مهراد توکلی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:56

دانستنت و خودت را به ندانستن زدنت بد نقرهداغم میکند؛ و انگارِ همیشه,، این را هم میدانستی و چه غم از این همه که حاشیهنشینتر از همیشه,، مدتها حتی نامت، وردِ زبانم، بر زبانم نچرخیده و انگار نمیتواند که بچرخد اصلا و چه سرّیست را نمیدانم؛ خلافِ همیشه,ی تو.

برچسب: نویسنده: مهراد توکلی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:56

صفحه بندی